و اما بعد...
انجمن یه Refresh اساسی شد! حالا ما شدیم مثلا پیشکسوت!
خیلی امیدوارم به این شورای جدید... که بتونه کارای خیلی خوبی توی دانشکده بکنه... خدا هم کمک می کنه ایشالا! همچنان به نیروهای تازه نفس بالقوه انجمنی(!) نیاز داریم!!!
سیر حرکت خودمو که نگاه می کنم واقعا تعجب می کنم! از کجا رسیدم به کجا! یادم می آد... یه بعد از ظهری اون اوایل سال با یکی از بچه ها که الانم اومده توی شورا ... گپ می زدم... هنوز یادمه داشتم با چه شور و حالی راضیش می کردم بیاد انجمن! اونم برام شرط گذاشته بود! قبول کردم! وقتی الانمونو با اون موقع مقایسه می کنم می بینم که خیلی فرق کردیم! اون بدتر از من! نمی دونم این تغییر درست بوده یا نه! ولی خیلی ملاحظات دیگه رو توی حرکتمون نداریم...!
قبلا من برای اون شده بودم یه محرک برای اینکه بیاد توی انجمن! حالا باید بشم یه ترمز براش که از انجمن نیفته بیرون!!!
یه بحثی رو شنیدم اخیرا ، خیلی ظریفه: انجمن اسلامی لزوما نمی شه پایگاهی برای فعالیت همه ی دانشجویان دانشکده ... اون هم با هر نوع فکر و سلیقه ای! یعنی درسته که منتقد باقی می مونه و تلاش می کنه در جهت روشنگری خودش... ولی نمی شه محلی برای هر دانشجویی که با احمدی نژاد (مثلا!!!!) مشکل داره!!!! یعنی پارلمان دانشجویی نیست! چون خودم بعضی وقتها این اشتباه رو کردم خواستم یادآوری کنم... انجمن یه هدف داره و اون هدف هم آدمای خاص خودش رو پیدا می کنه... و کسایی که به اشتباه سوار این حرکت بشن در اولین ایستگاهی که بتونن خودشون پیاده می شن...
یکی دو تا بحث دیگه هم می مونه درباره ی انجمن که فعلا ترجیح می دم مسکوت باقی بمونه!
به سربازان گمنام اِطِل(!) هم توصیه ی برادرانه دارم که بجای اینکه زاغ سیاه ما رو چوب بزنن برن ببین کیه افتاده توی ایمیل ها و داره تبلیغ مارکسیسم می کنه! چند تا اساس نامه و بیانیه و شر و ور دیگه اومده برام . نشستم خوندمشون ... یه مشت اراجیف! البته یه سری حرفاش قابل تامل بود. یاد حرف شهید مطهری افتادم که گفته بود بذارین استاد کمونیست بیاد درس کمونیسم بده توی دانشگاه! نذاشتین! حالا اینا اینجوری دارن تبلیغ می کنن! با این وجهه ی ترسناک و پر از دروغ و مملو از ریایی هم که از اسلام به مردم نشون می دین عجیب نیست که برن و کمونیست بشن! یه فکری به حال این چیزا بکنین تا دیر نشده...
والسلام
پی نوشت: خبر مرتبط!
