تبليغاتX
چشمه ی سلسبیل - محبوب دلها!!!
 

و اما بعد...

 

"به گزارش خبرگزاري ورزش ايران (ایپنا)، درحالي كه نيمه نخست همه شاهد يك بازي بي‌روح و كسل‌كننده بودند، نيمه دوم به طرز عجيبي ورق برگشت و 2 تيم با ارائه يك بازي تماشايي به تساوي يك بر يك رسيدند. مجتبي جباري در دقيقه 56 و مازيار زارع در دقيقه 3+90 از روي نقطه پنالتي به گل رسيدند."

 

پرسپولیس !

 

نمی دونم چرا فک کردم بازی ساعت ۳ شروع می شه. وقتی تلویزیون رو روشن کردم نیمه ی دوم داشت شروع می شد. فهمیدم بازی صفر صفره. نشستم پای تلویزیون. بازی بدون اغراق دست پرسپولیس بود. و فقط نمی دونم چرا گل نمی زدن!! مثل همه ی بازی های قبلی استقلال - پرسپولیس استرس و هیجان عجیبی داشتم! کلا همیشه همینطوریه! قلبم می آد توی دهنم!!! نمی دونم چرا! شاید به نظر یکم احمقانه بیاد ولی دست خودم نیست!

موقعیت هایی بود که یکی از پس دیگری از دست می رفت و آه از نهاد ما ...!

تا اینکه روی ضد حمله گل خوردیم. خیلی احمقانه. انصافا اصلا گلش قشنگ نبود!

بازی ادامه داشت. موقعیت های دیگر ... و "آه" هایی که کم کم تبدیل به الفاظ "..." می شد! دیگه جا نداشت... الکی الکی داشتیم می باختیم.

بازی به وقتهای تلف شده کشیده شد... و من مثل همیشه امیدوار بودم ....! که بالاخره گل زدیم و بازی مساوی شد...

با همین مساوی هم تمام شد ... و خاطرمان شاد گشت! الحمدلله!

*   *   *

یکم دقت کردم و یه نکته ای یادم اومد.

تلویزیون تماشاگران استقلالی رو نشون می داد که تا مدتها بعد از پایان بازی، هنوز در ورزشگاه نشسته بودن و زانوی غم در بغل!

بدون شک تمام پرسپولیسی ها در اون لحظه که بازی تمام شد، احساسی شبیه به "برد" داشتند، و در طرف دیگر - استقلالیون- هم بدون شک ناراضی از نتیجه. هر دو به یک اندازه از این بازی سهم نصیبشان شد(یک امتیاز) ولی یک طرف به این شدت ناراضی و طرف دیگر تا این اندازه خوشحال! این در حالیست که "آبی ها" هم با توجه به آمار و هم با درنظر گرفتن شاخص"زیبا بازی کردن"  (!!!) از "قرمز ها" بدتر بودند. به تعبیر دیگر: همین یک امتیاز رو هم نباید می گرفتند!!!

کل قضیه بر روی "عاقبت" می چرخد!!! کلا عاقبت یک چیز مهمترین قسمت اونه! عاقبت کارها... عاقبت آدما...

مثال: تیم استقلال در دقیقه ی ۷۰ از پرسپولیس جلو بود...

خب؟ که چی؟ اصلا اهمیت داره ؟ توی فوتبال دقیقه ی ۹۰ مهمه ...(البته منظورم ۹۰+ وقتهای تلف شده است!!!) یعنی هر اتفاقی که در طول این زمان رخ داده باشه به خودی خود هیچ ارزشی نداره مگر اینکه تا دقیقه ی ۹۰ اثرش ادامه داشته باشه!

حد یک باری فوتبال ۹۰دقیقه است. ولی حد یک لیگ به تعداد تمام بازی های لیگه ضرب در ۹۰! شاید به نظر بیاد که این ۹۰ دقیقه خیلی می تونه مهم باشه ولی قطعا همه تایید می کنن که ارزش قهرمان شدن توی یک لیگ از یک بازی - حتی یک شهرآورد!! - بالاتره....

 خیلی چیزها توی زندگی هم همینحوری اند... و نکته ی قشنگ ترش اینه که خودمون اگه بخواییم می تونیم به کارای خودمون با هدفایی که براشون در نظر می گیریم ، بهشون ارزش بدیم....نه اینکه بقیه به کارامون ارزش بدن...

پزشکی هم همینه... ( الان حس نوشتن دارم!  .. ولی ترجیح می دم بعدا بگم ... یه سری چیزایی دیدم در رابطه با امتحان علوم پایه از یه سری آدما که برام خیلی جالب بود که بعضی آدما تا این حد هنوز هم می تونن ظاهر فریب ، احمق و کوته نگر باشن! (عجب صفتهایی!!!) شاید بعدا اگه حالشو داشتم نوشتم... شاید!!)

داشتم می گفتم: پزشکی هم همینه... تشکیل شده از یک سری ۹۰ دقیقه هایی که آخرش همه یک لیگ رو می سازن! ولی یه فرق با فوتبال داره. توی فوتبال همه می خوان جام رو ببرن. ولی اینجا جام که نیست!!! یه سری چیزای دیگه ای که آدما واسه خودشون می کنن هدف. این می شه جام!  حالا اگه یکی توی چند بازی اولش ( در راه هدفش) باخت! می تونه اصلا توی نتیجه ی آخر لیگش اثرگذار نباشه - اگر کمی به خودش و هدفش فک کنه! و سعی کنه بازی های بعدیشو ببره... و نکته ی خیلی مهم این که : خودشو با خودش مقایسه کنه نه با بقیه... چون احتمالا هدفاشون فرق داشته باشه! البته اگه دقیقا هدفاشون مثل هم باشه اینجور مقایسه کردن از نظر بنده مانعی ندارد!

حالا بشین واسه خودت هدفتو انتخاب کن:

یه دکتر خوب - یه دکتر باسواد و خوب - یه دکتر باسواد خوب مهربون- یه آدم خوب و باسواد در همه ی زمینه ها و بی سواد در زمینه ی پزشکی! - یه وبلاگ نویس حرفه ای که گهگاهی طبابت هم می کند! - یه دکتر باسواد خوب سیاستمدار و پرجذبه !!! - و ...

 

به امید قهرمانی !

خدا عاقبت همه را خیر کنه!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 20:27  توسط ال پی  |