<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چشمه ی سلسبیل</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/</link>
<description>چشمه ای ست در بهشت...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Nov 2009 08:26:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ما آزموده ایم در این عرصه بخت خویش...</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هفته که گذشت . فک کنم از اول ورودم به دانشگاه تا حالا هفته ای به این شلوغی نداشتم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مناظره بسیج و انجمن به مناسبت ۱۳ آبان و تلاش برای کنترل دانشجویان سبز، مرتب کردن آرشیو انجمن ( آرشیو از سال ۶۱ تا بحال) و پیچانده شدن توسط جناب &lt;A href=&quot;http://memory-cigarette.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;کورتز&lt;/A&gt;، جلسه شورای مرکزی (رکورد شکست: تا ۲ صبح)، پخش نشریه ی سحر تا پاسی از شب بین خوابگاهها، درد دل با دبیر شوخ طبع برای واگذار کردن بار امانت به کسانی که شایسته ترند و مخالفت جدی وی، جلسه مقام رهبری با دانشجویان و تشکل ها و کنسل شدن رفتن من در نیمه شب قبل از دیدار به دلیل آمدن حکم پنج سال حبس قطعی برای دوست عزیزم و رفتن او بجای من ( شاید مورد عفو قرار بگیرد)، کنسل کردن قرار با دکتر ناصر مهدوی بدلیل تداخل با جلسه ی دیدار با رهبری، حل و فصل مشکلات داخلی انجمن پیرامون یک حرکت ناشیانه ی اعضای جدید، خندیدن به یک حرکت بچگانه بسیج دانشجویی در راستای تخریب انجمن(به خیال خودشان!) ، تلاش برای گرفتن مجوز پخش فیلم و بی ثمر ماندن آن به عللی از جمله نا هماهنگی انجمن فنی با پزشکی(تقصیر فنی بود!)، برگزاری انتخابات شورای مرکزی انجمن پیرا پزشکی( در دور اول انتخابات تعداد آرای ماخوذه از تعداد حضار در سالن بیشتر بود! بنده به عنوان ناظر(!) انتخابات را باطل اعلام کردم و دوباره برگزار کردیم!!!!)، راهپیمایی ۱۳ آبان و تماشای رژه نیروهای امنیتی ، سپاه و بسیج و حمله ی نیروهای گارد به مردم... (شرح طولانی دارد)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;از یک سو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بحث با دکتر محقق(معاونت فرهنگی دانشگاه) و دکتر شیرازی(مسئول مشاوره تحصیلی دانشکده)-دخالت در اموری فرا تر از مسئولیت محول شده به وی- برای گرفتن مجوز برای سخنرانی دکتر احسان شریعتی برای روز جشن سه سالگی و جواب منطقی دکتر محقق ( من رو راضی کرد) و جواب متحجرانه(!) دکتر شیرازی و بالا گرفتن بحث و نهایتا شرمنده شدن من و دوستان مقابل دکتر شریعتی ... ، تیکه پاره شدن اکیپ دوستان و پخش شدن در بین بخش های داخلی جراحی سینا و امام! (تقریبا هر کسی رفت یک جا!!!! ) - ذره ای شکایت ندارم از دوستان چون خود من هم نهایت خودخواهی را برای خود قائل شدم و این حق را هم به تک تک دوستام می دهم تا بدون در نظر گرفتن شرایط من به انتخاب مورد علاقه ی خود برسند- ، تلاش برای بستن یک گروه برای بخش جراحی بیمارستان سینا و بی ثمر ماندن تمام تلاش ها(!!!) به علت دلایل منطقی و غیر منطقی دوستان و آشنایان! (فعلا گروهمون سه نفره! اونایی که علاقه مندند(!!!) در گروه ما را مشایعت فرمایند باید در آزمون ورودی و مصاحبه شرکت کنند تا پس از تشخیص حد نصاب لازم توسط ما انتخاب شوند)-کاملا جدی!!!!-&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;از سوی دیگر&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اصلا مجال این را نگذاشت که حتی به رفتن سر کلاسهای این هفته فکر کنم! و به ناچار دست به دامن حاضری زدن های دوستان شدیم که آن هم - مثل بقیه تلاش ها - تقریبا هیچ نتیجه ای در بر نداشت! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;خورشید مکه&quot; align=baseline src=&quot;http://lessan110.persiangig.com/Image/Omre-daneshjuii/Edited/DSC_0432.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توضیح عکس: حوالی ۹ صبح - قبل از رفتن به زیارت دوره - منطقه ی محبس الجن (کنار هتل کریستالات الاصیل)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;... یاد لحظاتی که در &lt;FONT color=#3366cc&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;&lt;STRONG&gt;مسجدالحرام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;بدون ذره ای دغدغه نسبت به  زمان و مکان و حال و آینده و گذشته و زندگی و دنیا و آخرت و پدر و مادر و دوست و دشمن و انجمن و بسیج و دانشگاه و درس و... سپری شد بخیر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم خیلی تنگ شده... خیلی....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای سیران:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;I Saved You از آلبوم Day &amp; Night اثر Schiller&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متنشو هم از &lt;A href=&quot;http://www.lyricsmania.com/lyrics/schiller_lyrics_289/tag_und_nacht_lyrics_17061/i_saved_you_lyrics_197190.html&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; بخونید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما آزموده ایم در این عرصه بخت خویش                   بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 08:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرانچسکو طوطی - دوساله از تهران!</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب فرانچسکو رو برده بودم پارک ساعی! خیلی ذوق زده شده بود! همش اینور اونور می پرید! دوست داشت آدمایی که کنارش راه می رن رو ببینه. بر خلاف گذشته که از هر کی می رفت طرفش می ترسید این دفعه خیلی هیجان زده بود. من خودمم هیجان زده بودم! انصافا پارک ساعی خیلی جای دنجیه! تا حالا نرفته بودم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;فرانچسکو طوووووطی&quot; align=right src=&quot;http://lessan110.persiangig.com/Image/Toooti/DSC_0851.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فرانچسکو همیشه تنهایی رو ترجیح می ده. فک کنم زیادی درونگراست! به شدت هم منظمه! برا خودش برنامه ی ورزش صبحگاهی داره. اصلا هم دوست نداره کسی موقع ورزش ببیندتش! همیشه توی تنهایی پیاده روی می کنه. خیلی هم با ناز و ادا پیاده روی می کنه! وقتی احساس کنه که کسی داره می پادش(!) سریع می ره یه گوشه ای قایم می شه! بعضی وقت ها که خیلی در عالم مکاشفه(!!) فرو می ره جیغ می زنه!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس کردم برای اینکه از تنهایی در بیاد براش زن بگیریم! شاید براه اومد!!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی خودش که بلد نبود! بچه فسقلی رو چه به انتخاب!... خودم براش یکی رو انتخاب کردم! فک کنم زنش هم مثل خودش درونگرا بود! چون همه شون یه جا جمع شده بودن ولی این یکی جدا نشسته بود. گردنبند صورتیشو هم نشون من داد! گردنبند فرانچسکو سبزه... (البته چون فرانچسکو هنوز به سن قانونی برای رای دادن نرسیده می شه از دوستان اطل خواهش کرد که حداقل از گناه این بنده خدا بگذرن و به جرم کودتای مخملی نبرنش اوین!!!)&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;زن فرانچسکو !!!!&quot; align=left src=&quot;http://lessan110.persiangig.com/Image/Toooti/DSC_0859.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفتیم دادیمش مسئول پارک. گفت دکتر می آد صبح ویزیتش می کنه بعد می فرسته توی اتاق پیش دوستاش! امیدوارم از تنهایی در بیاد و یکم هم اعتماد بنفسش بیشتر بشه!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Francesco Toooooti کادوی تولد پارسالم بود. دقیقا ۳۴۰ روز بود که دست ما بود. فک کنم ۲ سالش بیشتر نبود وقتی بردیمش پارک. اسم فرانچسکو رو خودم براش انتخاب کردم! البته تقریبا هیچکی خوشش نیومد ولی مهم نیست ! چون خودش خیلی خوشش اومد! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شنبه رفته بودیم پیش &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;سید خندان!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; البته عبای &lt;FONT color=#996633&gt;شکلاتیشو&lt;/FONT&gt; نپوشیده بود ایندفعه! نکات این جلسه رو به طور خلاصه می گم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- وقتی ماهایی که اصل نظام را قبول داریم ، &quot;حرف&quot; نزنیم و از اصل نظام دفاع نکنیم، کسانی &quot;عمل&quot; می کنند که حتی اصل نظام را قبول ندارند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- در روز قدس جمعیت حداقل ۵۰ ۵۰ بود. (از زبان قالیباف) ولی متاسفانه شعار ها تند بود. باید حواسمان باشد که این جنبش رادیکالیزه نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-صحبت های آقای ابطحی و عطریانفر صرفا تحلیل خودشان از مسائل بود. آنها هیچ سند و مدرکی ندارند. صرف اینکه یکی بگوید : &quot;به نظر من تقلب نشده... &quot; دلیل نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- تصور نکنید که جناح راست بر کشور حاکم است! یک سری تندروهایی هستند که از زبان کیهان و فارس و ... خبرپراکنی می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵- من از سال ۱۳۳۷ با آقای خامنه ای آشنا هستم. من ۱۶-۱۷ سالم بود . ایشان ۲۰ سالشون. من شخصا خیلی علاقه به ایشان دارم. هم در قم هم در مشهد خیلی با هم نزدیک بودیم. نمی توانستم تحمل کنم که این کارهایی که احمدی نژاد انجام می دهد به نام آقای خامنه ای تمام شود. همین شد که وارد عرصه ی انتخابات شدم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶- از نظر ما جمهوری اسلامی نظامی می توانست باشد که تمام خوبی های نظام های دنیا را داشته باشد و در عین حال هیچ کدام از عیب ها و کاستی های آنها را نداشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷- اصلاحات می گوید جمهوری اسلامی تنها را نجات کشور است. منتها الان انحرافاتی صورت گرفته و متاسفانه هر کسی به این انحرافات اعتراض می کند اتهام براندازی به او می بندند. ما همچنان در مقام نقد قدرت باقی می مانیم با هدف تدوام جمهوری اسلامی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸- این موج سبز را اگر نگذارند آقای موسوی هدایت کند، کسانی می آیند و هدایت می کنند که یقینا به عبور از جمهوری اسلامی می انجامد...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب میلاد امام رضا(ع) ست... بچه های ۲۶ برای آزادی دوست عزیزمون محمد امین شیرزاد جمع شدن خونه ی عطا حشمتی دعای کمیل بخونن... امین رو سر دعای کمیل بازداشت کردن. جمع شده بودن تا برای آزادی شهاب طباطبایی دعا کنن... من که سرما خوردم نمی تونم برم. امیدوارم دیگه اینا رو بخاطر خوندن دعا کمیل بازداشت نکنن...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 16:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Private number</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متن زیر رو یکی از دوستان ۲۶ ای نوشته که به نظرم خالی از لطف نیست بخونینش! ناگفته نماند که برادر و پسر خاله ی این دوستمون الان در بازداشت هستند.... &lt;FONT color=#993300&gt;به همان اتهام های همیشگی!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;*   *   *&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زبان به دهان بگیر ای بزدل!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای تو می نویسم آقای نوری زاده، طرف حسابم تویی آقای سازگارا. با بزدلی چون تو سخن می گویم که امروز مدعی رهبری شده ای! رویای ریش شده خود را با آرمان سبز من گره مزن. لحظه ای سکوت پیشه کن و بیش ازاین بر تن خسته این ملت  شلاق های سهمگینت را فرو نیاور. تو که جیره خوار بیگانه ای و در ساحل امن و آرامش ، با رویای شوم سروری ملت ایران سر بر بالین می گذاری ، خموش باش . بیش از این سخن مگو.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما راه خود را می دانیم، ما چون نیستیم . و چون تو نیز نخواهیم بود. ما اینجا بوده ایم ، هستیم و خواهیم بود . ما تفنگ هامان بر متجاوز می خروشند و قلم هایمان برای آزادی ملت در رقصند. آن هنگام که صدای تیر و بمب ، وحشت موشک و انفجار خواب کودکان کشورم را آشفته کرده  بود،دل های مادران سرزمینم را به لرزه انداخته بود ، من اینجا ، در همین خاک ، قطره قطره خونم را نثار مردمم کردم. اما تو ...؟ تو اینجا نبودی! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما راهمان را انتخاب کرده ایم. ما پیرو نیات شوم تو نیستیم. ما اینجا زندگی کرده ایم ، می کنیم و خواهیم کرد! آن هنگام که وحشت سیاه دیکتاتور های خونخوار بر سرزمین من سایه افکنده بود، من اینجا در قلب وحشت برای آزادی تازیانه خوردم، فریاد زدم و تیر خوردم اما تو اینجا نبودی. تو درمیان ما نبودی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما خانه مان را انتخاب کرده ایم. پدرانمان اینجا مرده اند ، ما نیز همینجا خواهیم مرد. ما چون تو نسیتیم که از ترس زندان خاک بیگانه را گور خودسازیم. آن هنگام که کشورم را فقر و جهل احاطه کرده بود، آن هنگام که خودکامگی گلوی اندیشه را می فشرد من اینجا ، زیر شلاق خفقان ، چهره تک تک افراد ملتم را بیاد می آوردم و در راهم استوار تر می شدم. در زندان های استبداد از جانم کاسته می شد تا نور آگاهی بر چهره تمام برادرانم  بتابد. آن روز ها تو اینجا نبودی ، آن روز ها تو در خانه امنت در سواحل فلان کشور اروپایی ، در رویای روزی می سوختی که مردم برایت کف بزنند و هورا بکشند و من خانه امنم را زندان می دانستم با اندیشه روزهایی که در چهره برادرانم شادی و امید باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن روز های سبز که پاسخ سکوت های من ضربه باطوم و سیلی مزدوران بود تو اینجا نبودی . چهره من هیجان زده و غمناک از خون ریخته شده خواهرم بود، اما چهره تو هیجان زده  و شاد از تصویر جاندادن ما . صدای من صدای ندا بود، صدای محسن و سهراب و اشکان ، اما صدای تو صدای آمریکا بود! مرا با تو،- هم زبان بیگانه- چه کار؟ مرا با تو- خاک وتن ارزان فروخته -چه کار؟ من کسی را که به هنگام سختی و غم رهایم کرده ،پیشوا نخواهم ساخت. مرا با نیت شوم سروری توچه کار ؟ مرا با تو -به دامان بیگانه پناه برده- چه کار؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زبانت را به دندان بگیر و خاموش باش!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن: متن بالا را در هنگام شنیدن حرف های نوری زاده نوشتم. واقعا صدای آمریکا ورژن آمریکایی صدا و سیمای ملی(!) ماست!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;*   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;پی نوشت &lt;FONT color=#cc0000&gt;مخصوص&lt;/FONT&gt;: آقای عزیز ! برادر گرامی! ....ی جان! من چهارشنبه امتحان دارم! برای همین کتابخونه ام! گوشی ام هم سایلنت است! میس کالتونو دیدم....!!!! مخبر هات مهره ی سوخته ان..... &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; height=18&gt; همین سلسبیل رو بخون شاید هدایت بشی.... البته بستگی دارد به نیتت که خدایی باشد یا نه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;چند شب نماز شب بخون تا توفیق زیارت ما نصیبت بشه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://norooznews.info/news/14489.php&quot; target=_blank&gt;خبر مرتبط&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 08:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هذا صراط المستقیم!</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://lessan110.persiangig.com/Image/Omre-daneshjuii/Edited/2nd%20salsabil%20pic%201.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار غار ثور -  اطراف مکه مکرمه - حاج آقای هادوی - روحانی محبوب کاروان اباصالح!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت: امروز بعد از مدتها صبح قبل از اینکه به سمت دانشگاه حرکت کنم، چند صفحه &lt;FONT color=#006633&gt;&lt;STRONG&gt;قرآن&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;خواندم. امروزم با روزهای دیگرم بسیار بسیار فرق کرد... با تمام وجودم احساس کردم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 16:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توصیه های یک انجمنی الاصل!</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انجمن یه Refresh اساسی شد! حالا ما شدیم مثلا پیشکسوت! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/38.gif&quot; height=18&gt;خیلی امیدوارم به این شورای جدید... که بتونه کارای خیلی خوبی توی دانشکده بکنه... خدا هم کمک می کنه ایشالا! همچنان به نیروهای تازه نفس بالقوه انجمنی(!) نیاز داریم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیر حرکت خودمو که نگاه می کنم واقعا تعجب می کنم! از کجا رسیدم به کجا! یادم می آد... یه بعد از ظهری اون اوایل سال با یکی از بچه ها که الانم اومده توی شورا ... گپ می زدم... هنوز یادمه داشتم با چه شور و حالی راضیش می کردم بیاد انجمن! اونم برام شرط گذاشته بود! قبول کردم! وقتی الانمونو با اون موقع مقایسه می کنم می بینم که خیلی فرق کردیم! اون بدتر از من! نمی دونم این تغییر درست بوده یا نه! ولی خیلی ملاحظات دیگه رو توی حرکتمون نداریم...! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;قبلا من برای اون شده بودم یه محرک برای اینکه بیاد توی انجمن! حالا باید بشم یه ترمز براش که از انجمن نیفته بیرون!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه بحثی رو شنیدم اخیرا ، خیلی ظریفه: انجمن اسلامی لزوما نمی شه پایگاهی برای فعالیت همه ی دانشجویان دانشکده ... اون هم با هر نوع فکر و سلیقه ای! یعنی درسته که منتقد باقی می مونه و تلاش می کنه در جهت روشنگری خودش... ولی نمی شه محلی برای هر دانشجویی که با احمدی نژاد (مثلا!!!!) مشکل داره!!!! یعنی پارلمان دانشجویی نیست! چون خودم بعضی وقتها این اشتباه رو کردم خواستم یادآوری کنم... انجمن یه هدف داره و اون هدف هم آدمای خاص خودش رو پیدا می کنه... و &lt;FONT color=#cc0000&gt;کسایی که به اشتباه سوار این حرکت بشن در اولین ایستگاهی که بتونن &lt;STRONG&gt;خودشون&lt;/STRONG&gt; پیاده می شن...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;یکی دو تا بحث دیگه هم می مونه درباره ی انجمن که فعلا ترجیح می دم مسکوت باقی بمونه! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به سربازان گمنام اِطِل(!)  هم توصیه ی برادرانه دارم که بجای اینکه زاغ سیاه ما رو چوب بزنن برن ببین کیه افتاده توی ایمیل ها و داره تبلیغ مارکسیسم می کنه! چند تا اساس نامه و بیانیه و شر و ور دیگه اومده برام . نشستم خوندمشون ... یه مشت اراجیف! البته یه سری حرفاش قابل تامل بود. یاد حرف شهید مطهری افتادم که گفته بود بذارین استاد کمونیست بیاد درس کمونیسم بده توی دانشگاه! نذاشتین! حالا اینا اینجوری دارن تبلیغ می کنن! با این وجهه ی ترسناک و پر از دروغ و مملو از ریایی هم که از اسلام به مردم نشون می دین عجیب نیست که برن و کمونیست بشن! یه فکری به حال این چیزا بکنین تا دیر نشده...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;والسلام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت: &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1412187&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;خبر مرتبط!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 21:10:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کهنوج 88 - پست هشتم : روضه خونی...</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شنبه 8 فروردین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز روز آخر کلاس منه! به شدت هم سرم شلوغه! این دو روز آخر 5 زنگ داشتم که می خواستم تا می تونم از این 5 زنگ استفاده کنم و مطلب بگم بهشون! بهمین خاطر وقت نکردم دو روز یادداشت روزانه مو بنویسم. و کلی مطلب از دست دادم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرار بود روز آخر( یعنی امروز!) کلا ژنتیک بگم و نمونه سوال حل کنیم. آخرای کلاس که شد گفتم می خوام براتون چند دقیقه روضه بخونم! بهشون گفتم مشکل بچه های شهرای کوچیک این که خیال می کنن با وجود شهرهای با امکاناتی چون تهران و معلمای خوبی که توی اون شهرها هست، اونها نمی تونن حرفی برای گفتن داشته باشن. اونا خیال می کنن که جای پیشرفتی ندارن و به چیز های کم راضی می شن!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم :&lt;FONT color=#0033cc&gt; &quot;هرجا امکاناتی باشه مشکلاتی هم باهاش هست. من هر روز یک ساعت طول می کشید برم مدرسه . موقع برگشت هم همینطور. یعنی از 24 ساعت من 2 ساعت خالص(!) توی ترافیک بودم...حالا خستگی و بقیه عارضه های این رفت و آمد طولانی کلی از بازدهی روزانه ی من کم می کرد. شرایط شما اینجا از بعضی نظر ها شاید نسبت به تهران بدتر باشه ولی در یکسری چیز ها هم قطعا بهتره... . بهشون گفتم که تیم درسی امسال بسیار بهتر و منسجم تر و با برنامه تر و با تجربه تر از پارسال بود که رفتیم طبس! و این بدان معنی است که انتظار من هم بیشتر می شه! اگر این سه ماه رو خوب در یابید، می تونید یه رتبه ی خوب بیارید.... &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آخر کلاس هم حلالیت طلبیدیم اومدیم&lt;/FONT&gt; بیرون. عصر رفتیم اردوگاه تا استراحت کنیم. بعد از نماز مغرب عشا راه افتادیم تا سوالای آزمون فردا رو آماده کنیم. ساعت 8 رسیدیم پسرونه(= دبیرستان پسرونه ی نزدیک مدرسه که توش دستگاه کپی بود) من و مجتبی نشستیم پاسخ نامه هامونو تکمیل کنیم. بعد رفتیم کمک فرهاد و شبیر، برای کپی کردن و sort  کردن سوالا.تا ساعت 12 شب طول کشید. اونجا تلویزیون هم بود. برای اولین بار(!) &quot;مرد دو هزار چهره&quot; رو دیدم! کارمون تموم شد زنگ زدیم آرش طباطبایی بیاد دنبالمون. ولی بر نمی داشت. گویا خواب بود! زنگ زدیم علی شهرستانی کلید ماشین آرش رو برداره بیاد دنبالمون!توی این فرصت نشستم مخ مجتبی رو بزنم که بیاد انجمن! از رگ مفیدیش وارد شدم! (.... یک سری مطلب اینجا بود که به دلایل امنیتی صلاح نیست بنویسم فعلا!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پی نوشت ۱: آخرین جلسه ی شورای مرکزی  انجمن اسلامی دانشکده پزشکی ساعتی قبل ( ساعت ۲۳:۳۰) در محل انجمن تهران به پایان رسید! ایشالا مخ زدن ها اثرش تا فردا عصر باقی بمونه!!!! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/32.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت ۲ : آزاد شدن کتابخانه ی کنسر بدست سربازان گمنام کنسر ، بر تمامی کنسریون قدیمی و جدید مبارک باد!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 21:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرنوشت هر ملت دست خودش است</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدتیست شریعتی می خوانم. قبلا کم و بیش می خواندم ولی این روزها بیشتر می فهمم چه می گوید. از انقلاب می خوانم. از ماجراها و اتفاقات و صحبت ها و نظرات... . صحیفه ی امام می خوانم... نظیر ندارد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سخنرانى [در بهشت زهرا (غير قانونى بودن مجلس و رژيم)]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زمان: 12 بهمن 1357/3 ربيع الاول 1399&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مكان: تهران، بهشت زهرا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوع: غيرقانونى بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژيم‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مناسبت: بازگشت امام خمينى به ايران پس از پانزده سال تبعيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضار: ميليونها نفراز مردم تهران و شهرهاى مختلف ايران‏&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما در اين مدت مصيبتها ديديم؛ مصيبتهاى بسيار بزرگ. و بعضِ پيروزيها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بود. مصيبتهاى زنهاى جوان مرده، مردهاى اولاد از دست داده، طفلهاى پدر از دست داده. من وقتى چشمم به بعضى از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‏اند مى‏افتد، سنگينى در دوشم پيدا مى‏شود كه نمى‏توانم تاب بياورم. من نمى‏توانم از عهده اين خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآيم. من نمى‏توانم تشكر از اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد. خداى تبارك و تعالى بايد به آنها اجر عنايت فرمايد. من به مادرهاى فرزند از دست داده تسليت عرض مى‏كنم و در غم آنها شريك هستم. من به پدرهاى جوان داده، من به آنها تسليت عرض مى‏كنم. من به جوانهايى كه پدرانشان را در اين مدت از دست داده‏اند تسليت عرض مى‏كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوب، ما حساب بكنيم كه اين مصيبتها براى چه به اين ملت وارد شد. مگر اين ملت چه مى‏گفت و چه مى‏گويد كه از آن وقتى كه صداى ملت درآمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اينها ادامه دارد. ملت ما چه مى‏گفتند كه مستحق اين عقوبات شدند. ملت ما يك مطلبش اين بود كه اين سلطنت پهلوى از اول كه پايه گذارى شد برخلاف قوانين‏ بود. آنهايى كه در سن من هستند مى‏دانند و ديده‏اند كه مجلس مؤسسان كه تأسيس شد، با سرنيزه تأسيس شد. ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان. مجلس مؤسسان را با زور سرنيزه تأسيس كردند، و با زورْ وكلاى آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه رأى سلطنت بدهند. پس اين سلطنت از اول يك امر باطلى بود؛ بلكه&lt;EM&gt; اصل رژيم سلطنتى از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلى است و خلاف حقوق بشر است.&lt;/EM&gt; &lt;FONT color=#000099&gt;براى اينكه ما فرض مى‏كنيم كه يك ملتى تمامشان رأى دادند كه يك نفرى سلطان باشد؛ بسيار خوب، اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأى آنها براى آنها قابل عمل است. لكن اگر يك ملتى رأى دادند- ولو تمامشان- به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد، اين به چه حقى [است؟] ملتِ پنجاه سال پيش از اين، سرنوشت ملتِ بعد را معين مى‏كند؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است. ما در زمان سابق- فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه- نبوديم؛ اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه يك رفراندمى تحقق پيدا كرد و همه ملت هم- ما فرض كنيم كه- رأى مثبت دادند اما رأى مثبت دادند بر آغا محمد خان قَجَر و آن سلاطينى كه بعدها مى‏آيند؛ در زمانى كه ما بوديم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هيچ يك از ما زمان آغا محمد خان را ادراك نكرده؛ آن اجداد ما كه رأى دادند براى سلطنت قاجاريه، به چه حقى رأى دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ &lt;STRONG&gt;سرنوشت هر ملت دست خودش است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;ملت در صد سال پيش از اين، صد و پنجاه سال پيش از اين ملتى بوده، يك سرنوشتى داشته است و اختيارى داشته ولى او اختيار ما را نداشته است كه سلطانى را بر ما مسلط كند.&lt;/FONT&gt; ما فرض مى‏كنيم كه اين سلطنت پهلوى، اول كه تأسيس شد ما فرض مى‏كنيم كه به اختيار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختيار مردم تأسيس كردند، اين اسباب اين مى‏شود كه- بر فرض اينكه اين امر باطل صحيح باشد- فقط رضا خان سلطان باشد؛ آن‏ هم بر آن اشخاصى كه در آن زمان بودند. و اما محمدرضا سلطان باشد بر اين جمعيتى كه الآن بيشترشان- بلكه الّا بعضِ كم، بعض قليلى از آنها- ادراك آن وقت را نكرده‏اند، چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولًا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنيزه تأسيس شده بود، مجلس غيرقانونى است، پس سلطنت محمدرضا هم غيرقانونى است. و اگر سلطنت رضا شاه فرض بكنيم كه قانونى بوده، چه حقى آنها داشتند كه براى ما سرنوشت معين كند؟ هر كسى سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهاى ما ولىّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصى كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مى‏توانند سرنوشت ملتى را كه بعدها وجود پيدا مى‏كنند آنها تعيين بكنند؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونى نيست. علاوه بر اين، اين سلطنتى كه در آن وقت درست كرده بودند و مجلس مؤسسان هم ما فرض كنيم كه صحيح بوده است، اين ملتى كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد در اين زمان مى‏گويد كه ما نمى‏خواهيم اين سلطان را. وقتى كه اينها رأى دادند به اينكه ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمدرضا شاه را، رژيم سلطنتى را نمى‏خواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براى اينكه سلطنت او باطل است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt; صحيفه نور، ج‏6، ص: 10- ۱۹&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از دوستان چند وقت پیش به من توصیه هایی صمیمانه کرد که سعی می کنم آویزه ی گوشم کنم... تا اطلاع ثانوی تمامی پست های این وبلاگ &lt;FONT color=#3300ff&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff&gt;مستند&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;خواهد بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; *   *   *&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مورد عکس دو پست قبل: آبرویمان را بردید پیش آقای دبیر!!!! البته یه نفر داشت درست حدس می زد ولی با این وجود هیچ کسی نتوانست روی دست آقای دبیر دست بلند کند! جایزه ی این مسابقه البته به آقای دبیر هم تعلق نمی گیرد! چون جوابشان را اینجا مرقوم نفرمودند!!! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; height=18&gt;جواب خیلی سادست: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر یکی از مناره های&lt;FONT color=#006633&gt;&lt;STRONG&gt; مسجد النبی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; که در پس زمینه اش،&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt; ماه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; شب چهارده شعبان ابراز وجود می کند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته می دونم این یه عکس بسیار حرفه ای است و درک دقیق اش مدتی زمان می برد!!!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آهنگ این دفعه هم یکی از محبوب ترین آهنگای منه... که مدتها بود دنبالش بودم و بالاخره گیرش آوردم: Desert Rose اثر Sting ... متن آهنگ را هم حتما حتما حتما بخوانید از &lt;A href=&quot;http://www.elyrics.net/read/s/sting-lyrics/desert-rose-lyrics.html&quot; target=_blank&gt;اینجا!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;التماس دعا! - عید فطرتون هم مبارک...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 14:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رجا نیوز و دوستان!!!!</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما بعد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;انبار سلاح سرد در دفتر يك تشكل دوم‌خردادی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در آستانه مهر ماه و آغاز سال تحصيلي انجمن اسلامي دانشگاه تهران كه وابستگي تشكيلاتي به احزاب تندرو و ساختار شكن مشاركت و مجاهدين انقلاب دارد، زير زمين دفتر خود در خيابان 16 آذر تهران سلاح سرد انبار مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;S1&gt;خبرنامه دانشجويان ايران نوشت؛ برخي اعضاي اين تشكل كه در انتخابات اخير هم از حاميان جدي ميرحسين موسوي بودند، با ارتباط گيري با عناصر افراطي چند دانشگاه مثل علامه طباطبايي در حال آماده شدن براي پذيرايي مهربانانه! از دانشجويان هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بر اين اساس، حمل تعداد قابل توجهي از اقلام مختلف سلاح‌هاي سرد به انبار زيرزمين دفتر انجمن دانشگاه تهران در حالي صورت مي‌گيرد كه &quot;م.ع &quot; به همراه برخي عناصر اخراجي از دانشگاه علامه طباطبايي مانند &quot;مهديه.گ &quot; براي ساماندهي به اين اقلام فعاليت جدي دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در مراسم غير فانوني طيف غير دانشجويي علامه كه روز 17 آذر سال گذشته در دانشگاه تهران به كمك انجمن اسلامي اين دانشگاه برگزار شد، آسيب شديدي به دانشگاه تهران وارد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&quot;ح.ن &quot;، &quot;غ.م &quot; و (...) از سران انجمن دانشگاه تهران هستند كه در ستاد مشاركت و مجاهدين ميرحسين موسوي مسئوليت داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;منظورش از (...) منم ها!!!! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://rajanews.com/detail.asp?id=35299&quot; target=_blank&gt;لینک خبر&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=76003&quot; target=_blank&gt;لینک تکذیبیه!!!!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;پی نوشت: التماس دعای خیلی خیلی زیاد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 16:11:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فتو (=Photo!!!)</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600 size=1&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم سلسبیلو یکم فتوبلاگیش(!) کنم... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوال:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسی می تونه بگه تصویر زیر چیه؟!! ( اونایی که می دونستن نگن!!!!) &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://lessan110.persiangig.com/Image/Omre-daneshjuii/Edited/1st%20salsabil%20pic.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این دفعه آهنگ نداریم! همون قبلی ها رو فعلا گوش کنید....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 18:16:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چون به احمدی نژاد رای دادی حلالت نمی کنم!</title>
<link>http://lessan110.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;و اما بعد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ وقت نتوانستم یک &quot;احمدی نژادی&quot; را درک کنم! البته این قضیه مربوط به دوران انتخابات بود... و درون دانشگاه... . کار از درک کردن هم گذشته بود... به بی اعتماد شدن و شک کردن به یه سری اصول پایه ای تر کشیده شده بود. نزدیک ترین دوستان مذهبی درون دانشگاه را پس از&lt;FONT color=#990000&gt; &lt;STRONG&gt;برخی&lt;/STRONG&gt; رفتار های خالصانه در جهت حمایتشان از احمدی نژاد(!)&lt;/FONT&gt; وداع گفتم. دچار بحران شده بودم! از یک طرف اکثر دوستان مذهبیم -غیر از چند نفر که بعضا انجمنی هم بودن...- احمدی نژادی بودن. از طرف دیگر موافقان من در رای دادن به مهندس-از نظر ظاهری تقریبا همه و از نظر فکری بعضی هایشان- و به عبارت بهتر موسوی چی ها(!) با من اشتراکی نداشتند! فقط فعالیت برای مهندس ما رو کنار هم نگه داشته بود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا که انتخابات تموم شده اونها (اولی ها) مطابق معمول کاری با ما ندارند... بعضا تیکه ای و کنایه ای....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و هم تیمی های انتخاباتی هم رها کردند... و رها کردم!&lt;FONT size=1&gt; (به طور کلی عرض می کنم...)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی یک گروه ماندند....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00cc33&quot; color=#000000&gt;مفیدی ها!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;*    *    *&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;یک روز مانده بود به اعزام به عمره. اس ام اس حلالیت آمد از سوی یکی از دوستان ۲۶ ای... هم مسجدی سابق! گفته بود حلال کنید و اگه حقی ضایع کردم بفرمایید تا جبران کنم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;به شوخی جواب دادم: چون به احمدی نژاد رای دادی حلالت نمی کنم!!!! &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;جواب نداد... . نمیدونست که من هم می رم مکه. رسیدم اونجا از طریق مسئول هتل اتاقشو گیر آوردمو رفتم پیشش! خشکش زده بود! یکی دو روز گذشت ... سر شام یکی دو سوال راجع به &lt;STRONG&gt;یک شخصی&lt;/STRONG&gt; ازم کرد(!) و وقتی فهمید دیگه اعتقاد &lt;EM&gt;مثل قبل&lt;/EM&gt; ندارم، ناراحت شد! بهش گفتم تو من رو می شناسی... می دونی اعتقاداتم چیه. مبانی ام رو هم می دونی... آدمای مثل من هم کم نیستن که شک کردن ( برخی حتی مطمئن هم شدن!!!!) ناراحت بود... ۲ ساعت توی راهروی یکی از طبقات باهاش بحث کردم. البته راضی نشد. من هم راضی نشدم....&lt;EM&gt; ولی اون مباحثه قشنگترین مباحثه ی من با یه آدم &quot;احمدی نژادی&quot; بود...&lt;/EM&gt; البته اون خودشو قبل از اینکه &quot;احمدی نژادی &quot; بودنه &quot; ولایی &quot;می دونست.... .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نکته اینجاست! در طول فعالیت های انتخاباتی و حتی قبل از انتخاباتی (کلا فعالیت های انجمن) ، توی دانشگاه با وجود اینکه ناشناس نبودم برای دوستان &quot;....&quot; ، ولی حاضر بودند به راحتی سخیف ترین تهمت ها و افترا ها و .... را بزنند و به خیال خودشان به وظیفه ی دینی و حجت شرعی شان عمل کنند... علی رغم اینکه هم من آنها را می شناختم و هم آنها من را! شاید آنها بیشتر...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هیچ فرقی این دو گروه برایم ندارند، جز اینکه اولی یک &quot;مفیدی&quot; ست و دومی یک &quot;غیر مفیدی&quot;!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;و همین می شود اساس تفاوت این دوتا برایم! دومی را دیگر کاری باهاش ندارم! نمی خواهم نگاهمان توی روی هم بیفتد... &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دیگر علاقه ای به هدایت کردنش به عنوان&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#cc0000&gt;&quot;یک یرادر دینی&quot;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;ندارم!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ولی اولی را همچنان به چشم یک مفیدی نگاه می کنم.... هر چقدر که دور باشیم از هم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;طی این یکی دوماه اخیر، توی  yahoo group دوره بحثهایی گفته شد. سعی کردم وارد نشوم. ولی می دیدم که چه اختلافی دارد می افتد بین بچه ها... از این ناراحت بودم. همچنان که از انشقاق اردو جهادی ناراحت بودم، از این دو دستگی و اختلاف هم ناراحت بودم... . اختلاف همیشه بوده. همان موقع دبیرستان هم بود! یادم می اد یه سری از بچه ها یکی از تئاتر ها رو تحریم کردن و شرکت نکردن! خب ، بحثی نیست! یک سری کار های آن ور هم بود که ما نمی رفتیم سراغش! ولی هیچگاه (حداقل در این سطح وسیع و گسترده و تا این حد که روی همه توی همه باز شود (!) نداشتیم...)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;لعنت خدا بر کسی که منشا این اختلافات شد.... و دوستی های قدیمی را متزلزل کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نگرانی &lt;A href=&quot;http://www.chaah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;رضا&lt;/A&gt; این بود که برای افطاری هیچکی نمی آد! از قبل انتخابات تا حالا هیچ جلسه ای نبوده... . می گفت ۲۰ نفر هم نمی آد! من برای ۴۰نفر تدارک دیدم! به کساییکه فکرشو هم نمی کنم بیان اس ام اس زدم و خبر دادم. تلفنی هم زنگ زدم که توی رودروایستی گیر کنن بیان... . فقط برای اینکه بگم هیچی ارزش اینو نداره که بخواییم مفیدی بودن خودمونو در نظر نگیریم! &lt;FONT color=#0000ff&gt;خیر سرمون ما الگوییم برای دیگران!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;فلذا:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://dore-26.blogsky.com/category/cat-2/&quot; target=_blank&gt;از همه‌ی دوستان هم‌دوره ای اعم از قدیمی، جدید، م‍‍ُحق، غیرمحق، معمولی، مهندس و غیرمهندس ... با هر گرایش سیاسی و فکری دعوت می‌شود با حضور خود جمع دوستان را گرم‌تر نمایند!!!!&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;با تشکر!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;پی نوشت ۱: در راستای عمل به رسالت خبر رسانی سلسبیل، چند لینک تقدیم می گردد( در بخش لینکها ی روزانه همه روزه این اخبار رادریافت نمایید!)&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;پی نوشت ۲: موزیک این پست در قالب کلاسیک است -جهت تنوع!!- انتخاب شده از the Best of Classic ، اثر  Brams ... . سمفونی شماره ی 3.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;پی نوشت 3: یک نکته ی خیلی مهم! اگه احیانا خدای نکرده تعداد بچه ها از 40 نفر بیشتر شود ، همینجا اعلام می کنم که هیچگونه امکانی برای شام دادن به این دوستان وجود ندارد و این دوستان باید خود به فکر رهایی از گرسنگی خویش باشند! دوباره با تشکر!&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;پی نوشت 4: کاشکی &lt;A href=&quot;http://memory-cigarette.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;تو&lt;/A&gt; هم می اومدی... &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 23:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lessan110&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>lessan110</dc:creator>
<guid>http://lessan110.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
